این مصاحبه توسط مجله همشهری جوان انجام شده است و در واقع این مصاحبه، اصلاحیه مطلب قبلی این مجله است ،که درباره حاج نزار القطری منتشر شده بود.مضمون مصاحبه به صورت محاوره ای و صمیمی است و در اثناء ضبط برنامه «با کاروان نینوا» در شب اربعین انجام شده است .
عوامل یا عبوریهای استودیو 14 ساختمان تولید تلویزیون وقتی نزار قطری را میدیدند، آنقدر ذوق زده میشدند که دورش می چرخیدند. تازه ویژه برنامه ی « با کاروان نینوا» شبکه 3 تمام شده بود."فقط 5 دقیقه وقت دارید". اطرافیان نزار با این حرفها میخواستند بلافاصله بعد از برنامه ما را بپیچانند. اما او با مهربانی بامزه ای و با لهجه و مکثی که شبیه افشین قطبی و هرکسی که فارسی را کامل نمیداند است، مدام میگفت: حالا بپرسید. چند سئوال کافی بود تا او به وجد بیاید، کیف دستی و ضبط ما را دستش بگیرد و بگوید: «سئوالهای خوبی میکنند. اینها وسایل شان دست من است تا وقتی همه را نپرسند وسایل را بهشان برنمیگردانم.» نزار آدم خونگرمی است وقتی سئوالی را جواب میدهد، با هیجان به صورت پرسشکننده نگاه میکند و چون دامنه کلمات فارسیاش گسترده نیست با زبان اشاره یا با کمک گرفتن جواب میدهد. گپ ما با نزار در استودیو، راهرو و محوطه بیرونی ادامه داشت و مطمئنا اگر اصرار اطرافیان برای قطع کردن مصاحبه نبود، (به خاطر این که نزار فردا اربعین در مسجد بلال و لارستان فارس برنامه داشت)، خود او پایه بود تا بیشتر حرف بزند؛ خیلی بیشتر از نیم ساعت. اما خب همین نیم ساعت هم غنیمت بود تا چیزهای خوبی راجع به مداحی و جوابها از نزار بپرسیم. آن هم ساعت 2 نیمه شب. برای این که حال و هوای مصاحبه دستتان بیاید،آن را با همان لحن محاورهای تنظیم کردهایم:
*بعضی از مداحان میگن سبک سنتی شاید دیگه پسند مردم نباشه یا حتی این نوعی که شما میخونید و حماسی هست، خیلیها دیگه این حالت رو نمیخونن با یه حالت عجز و لابه و مثلا این که امام حسین(ع) توی کربلا گیرکرده بود و احساس التماس بوده و اینها. میخواستم بگم که این...
نزار القطری: ببین، قبل از این که جوابت رو بدم اولا به خودم به هیچ وجه اجازه نمیدم که یک کلمه ضد یک مداح اهل بیت علیهم السلام صحبت کنم. آخه من فردای قیامت جواب فاطمه زهراسلام الله علیها رو چی بدهم؟ یعنی واقعا خودم را ذلیل میدانم اگه حتی یک کلمه ضد یک مداح صحبت کنم، خدا اجرشون را قبول کنه. خدا از همه قبول کنه ولی چون شما این سئوال را کردید، بذار بگم من به خودم چه نصیحتی میکنم، یا این که چه نقشهای برای خودم ریختم. خب من همیشه سعی میکنم، ببین دارم میگم سعی میکنم نه این که بگم همه نوحههام اینطوریه، سعی میکنم از اون کلمههای چشم و ابرو و عاشقتم و عاشق قد بالاتم، از اینها یک خرده دور بشم. چون این ها به حقیقت خیلی مربوط نیست. اینها شعرهای غزلیه. بذار چیزای حقیقی بگیم. یعنی اون ملحمه (مصیبت) عاشورا، اون مواضعی که در عاشورای آن زمان رخ داد. باور کن الان 1400 ساله ما مقتل امام حسین(ع) داریم میشنویم.
خب، هر دفعه هم داریم میشنویم؛ همون یک قتله، فرق نمی کنه ولی ببین، هر سال که می شنویم گریه می کنیم، احساس میکنیم جدیده. یعنی این وعده را خودم به خودم دادهام که سعی میکنم همیشه مثل مقتل بخونم، مثل واقعیت بخونم، از واقعیت خیلی دور نشم؛ پس چیزهای تاریخی را به طریق شعر انجام بدیم و بخونیم دیگه. از چشم و ابرو و قد و بالا و اینها یه خرده دور بشیم. خیلی به حقیقت مربوط نیست.
*همین نکتهای که شما گفتید، عدهای هستند که فکر میکنند که ما باید سریع بریم سر اصل مطلب و شور بگیریم و عزاداری، یعنی بزنیم توی سر و کلهمون و اینها. ولی شما توی اولین کلیپی که ازتون پخش شد، چیزی حدود 15 دقیقه نوحه ملایم خوندید و مردم هم استقبال کردند.
نزار القطری: حضرت امام حسین علیه السلام تقریبا 1400 ساله که شهید شدهاند. هر سال این داره تجدید میشه. مردم وقت دارند. وقت هم که نباشد عشق به اهل بیت علیهم السلام دارند. این عشق انسان را مجبور میکنه چند ساعتش را یخصص (اختصاص بده) برای شنیدن این، یا برای گریه کردن. من یه مثالی بیاورم. ببین کسی که عاشق باشه، خب شب خوابش نمیره. چرا، خب ممکنه صبح بخواد بره سرکار. شب تا صبح خوابش نمیره در فکر معشوق. خب باز هم صبح بلند میشه با چشمای خوابآلود؛ سعی میکنه یک ابی بزنه به صورتش بره سر کار. چرا دیشب خوابش نرفته بود؟اون وقت نداشت، میبایست میخوابید، صبح هم باید می رفت سرکار. بعد هم ظهر باید بیاید ناهار بخوره. یکی دو ساعتی بخوابه بعد بره سر کار و برگرده دوباره بخوابه، پس اون وقت بود. برای عاشق و معشوق خودش وقت بود..
معشوق ما امام حسینه، همون وقته؛ وقت که نباشه از جانشون از وقتشون تخصیص میدن به مردم. وقتی عشق داشته باشند همینه؛ مجنون حسین علیه السلام
*شما به زبانهای مختلف خوندید. کدام یکی از این زبانهایی که باهاش خوندید را، نوحهپذیرتر میدونید؟ توی کدومش بهتر شعر و نوحه میشینه؟
نزار القطری: خب خیلی زبون فارسی، زبون ظریف و زبون انعطاف پذیریه؛ از همه فارسی بهتره، فارسی خیلی عجیبه، بعد اون اردو؛ من اردو خیلی نخوندم. همون زبان پاکستانیها، بعد هم که عربی؛عربی که خیلی خوندم ولی از همه درجه اول تر زبون فارسی؛ چون لطیف، یعنی لطیف ... شیرین، شیرینیه... زبان شیرینیه. اون وقت ادبیات فارسی قابلیت داره که ما تفاصیل را بگیم؛ در عربی چنین قابلیتی وجود نداره که ما تفاصیل بگیم،؛ یعنی مثلا در عربی میگن امام حسین علیه السلام طفل رضیع (شیرخوار) را برداشت رفت به میدان و کشته شد ولی به زبان فارسی تفصیلش میدن. چه جوری کشته شد؟ لبهاش رو در میآورد مثلا این تفاصیل به زبان عربی خیلی کم است چون ادبیات عربی یک خرده خشن است ولی فارسی خیلی نرم و ملایم.
*خودتون چه کار میکنید برای این که در مداحی دچار روزمرگی و تکرار نشید؟
نزار القطری: خب ببین این کار خیلی پر زحمته(سخته). من واقعا بعضی وقتها تا صبح خوابم نمیره. حتی خانمم میگه بخواب، میگم نمیتونم، باید بشینم بنویسم. سبکش را دربیاورم. فکر میکنم که این را نکنه جای دیگه خونده باشم. مردم سبک جدید میخوان؛ حقشونه.
* موسیقی هم گوش میدین؟
نزار القطری: من متاسفانه هیچی گوش نمیدم؛ نه فقط موسیقی حتی نوحه هم گوش نمیدم. نمیدونم چرا. این هم یک اشتباه بزرگه؛ چون خیلیها اونایی که محدث صوت و صدا هستند،بهم میگن گوش بده بقیه مداحیهارو. گوش بده سبکهای موسیقی رو تا محزونالحان بشی و سبکهات زیاد بشه ولی متاسفانه دوست ندارم گوش بدم، نه فقط موسیقی.......
* شما که اینقدر از زبان فارسی تعریف کردید، چرا رفتید کویت و قطر و اینها؟
نزار القطری: نه، من اونجا به دنیا اومدم. ایرانیالاصل هستم؛ درسته، پدر و مادرم ایرانی بودند. مال لار فارس هستند ولی خوب، توی قطر به دنیا اومدم. توی مدرسههای ایرانی هم درس خوندم، فارسی درس خوندم. فارسیام هم خیلی قوی بود تا جایی که به زبان فارسی شعر مینوشتم ؛ ولی خب زبان فارسی زبان مادری من نیست. ما لاری صحبت میکنیم. لاری «غیره»؛ یعنی لاری خیلی فرق میکنه با فارسی. زیاد صحبت نمیکردم. خب چیزی هم که زیاد باهاش صحبت نکنم یادم میره دیگه، فارسی یادم رفته.
*مضمون حماسی نوحه ی« انا مظلوم حسین» ، اجرای خاص نزار القطری به لحن فارسی نابلد ش که همیشه برای ما شیرین است، در کنار پخش گسترده ی تلویزیونی همین یک نوحه، آن هم در ماه محرمی که سرمای بی سابقه اش، مشتریان عزاداریهای تلویزیونی را بیشتر از هر سال کرده بود باعث گل کردن آن شد. شما توی عراق و کشورهای منطقه نوحههاتون رو به فارسی و عربی با هم میخونید. این برای مستمعهایی که نوحههاتون رو میشنوندو عرب هستند،عجیب نیست؟
نزار القطری: خیلی سئوال خوبیه. نه، بر عکس خیلی خوششون مییاد. همون که گفتم؛ چون فارسی زبان شیرینی یه، خیلی از شنوندگانی که میشنوند و عرب هستند و اصلا فارسی بلد نیستند، اگه من یه روز فارسی نخونم و فارسی توی نوحه نباشه ناراحت میشن. میگن چرا فارسی نخوندی؟ میگم خب شما که فارسی نمیدونید، میگن ما اصلا از لحنش و این احساسی که داره توی زبان فارسی خوشمون مییاد. درسته نمیدونیم ولی وقتی فارسی میخونی ما گریه میکنیم.
*بخش زیادی از همین نوحه «انا مظلوم حسین» عربیه. فکر میکنید بازخورد و عکسالعمل ایرانیها چطور بود؟ چی شد که یکهو این همه استقبال شد ازتون؟
نزار القطری: واقعا مردم ایران همه حسینی هستند. مردمی پاکدل و خیلی هم مهمانپذیر هستند، خیلی هم به خدمتگزاران امام حسین علیه السلام احترام میگذارند واقعا. الحمدلله که این نوحه با استقبال همراه بود.
* اون موقع میدونستید که این نوحه داره برای ایران ضبط میشه ومیخواد توی ایران پخش بشه؟
نزار القطری: نه این رو یکی از دوستام پر میکرد؛ یکی از دوستام به اسم سید عزیز؛ مؤسسه ثقلین در کویت. ایشون پر کرده و عادتا به همه تلویزیونها می ده.
* نمیخواید بیایید ایران؟
نزار القطری: خب الان که من ایران هستم!
* نه، برای سکونت؟
نزار القطری: ان شاء الله می رم و خدا کنه برگردم. من همیشه میگم اینجا توی ایران هر کوچه و پسکوچه یک امامزادهای دارد. امام هست، یعنی..
اونجا نه امامی هست و نه امامزادهای. هیچی نیست؛ همش بیابون. شما اینجا امامزاده دارید برید یه دعایی کنید برای ما که برگردیم ایران.
*شما این همه سال کجا بودید؟ کشورهای حاشیه خلیج فارس شما را میشناختند اما ما چرا صدایی از شما نمیشنیدیم و تصویری نمیدیدیم
نزار القطری: نه نه، این رو به شما بگم که ممکنه ندونید. هر سال روز عاشورا اذاعه (رادیو) تهران که زبان عربی دارند، هر سال نوحههای من رو، نوحههای قدیمی رو، خیلی قدیمی که من تعجب میکنم، میگم از کجا آوردهاند، دارند پخش میکنند هر سال؛ ولی امسال اولین بار بود که تصویری پخش کردند.
* فکر میکنید دلیل موفقیت شما چیه؟
نزار القطری: امام حسین علیه السلام. من اگه خدمتگزار امام حسین علیه السلام نبودم، هیچی نبودم. من کیام مگه؟ خب این دلیلش حبّ امام حسین علیه السلام بوده من کیام واقعا؟
ببی;;ن این یه مثلی هست به زبان عربی میگیم «الشجره المثمره ترمی بالحجر»؛ یعنی درختی که میوه میده اون درخت رو مردم بهش سنگ میزنند؛ درختی که میوه نمیده کسی کاری بهش نداره.
*شما با جوانهای ایران، عراق، کویت و قطر بودهاید، هر کدام چه حالی داشتند؟
نزار القطری: الحمد لله همه عشق به اهل بیت دارند؛ همه عشق به امام حسین علیه السلام دارند؛ ولی باز هم میگم، فرق میکنه. خیلی جاها که من میرم عشق به ابوالفضل عباس علیه السلام دارند؛ یعنی هرچی بهشان میگوییم میگویند نه، فقط ابوالفضل علیه السلام.مثلا اونهایی که توی کربلا هستند -کربلا زندگی میکنند- خودتان میدانید ... نخوه نخوه؛ یعنی مییان مییان پیش حضرت عباس علیه السلام، یه حاجتی وقتی ازش میخوان طوری صحبت میکنند که واقعا مثل این که حضرت ابوالفضل علیه السلام زنده است، مثل این که یک دوستی هست براشون، مثل درددل؛ مثل این که درددل با یک دوستی میکنند. این هم کشور به کشور فرق میکنه ولی الحمدلله همشون محبین اهل بیت علیهم السلام هستند ولی فرق میکنه.
*گفتید جوانهای کربلا بیشتر به حضرت ابوالفضل علیه السلام ارادت دارند
نزار القطری: عمرا نرفتم کربلا من.( به عمرم کربلا نرفتم.) این اشتباه است. میخوای بگی چه رأیی(نظری) داری؟ میدونم،ولی میگم خودم نرفتم.
* بقیه جوانها چطور؟ جوانهای لندن؟
نزار القطری: هر مناسبتی چه شاد، چه حزین، این جوونها دور هم جمع میشدند، واقعا گریه میکردند. اصلا گریه ازته دل میکردند. چون میگم مثل این که دو رنج میکشیدند؛ یک رنج دوری از کشورشون، یه رنج دوری از امام حسین علیه السلام، و این یعنی عظمت مصیبت؛ خیلی با صفا، خیلی گریه میکردند.
*جوانهای ایرانی را چطور دیدید؟
نزار القطری: خیلی جوونهای پاک، متدین؛ جوونهایی که (حقیقتشو بگم، این حقیقت رو من میگم) حالا .. بعضی جوونها رو وقتی قیافهشون را می بینید، خیال میکنید هیچی نمیدونه. این فرد از دین ممکنه دور باشه.، از کجا معلوم... ما این حدس رو میزنیم؟ از قیافهاش مثلا، از ظاهرش؛ ولی وقتی باهاش صحبت میکنی موقعی که میخواد خداحافظی کنه میگه «یا علی»؛ خیلی دلم گرم میشه. این توی خونش حب اهل بیته. قیافهاش رو نگاه نکنین، اشکال نداره، دنیا الان عوض شده..
حتی من 30 سال قبل لباساهام اصلا این جوری نبود؛ یعنی داره عوض میشه دیگه. ولی این حب اهلبیت علیهم السلام هنوز توی خون ها هست
دو بیت شعر عریبه... لا عذب الله امی انها شربت / حب الوصی و قذفنیه باللبن / و کان لی والد یحوا اباالحسن/فسرت لی یحوا اباالحسن.
یعنی خدا مادرم را رنج ندهد زیرا که حب علی علیه السلام را آشامید و آن حب، آن عشق را از طریق شیر، من آشامیدم و پدری داشتم که خیلی عاشق علی علیه السلام بود که نتیجه آن شد که از این پدر و از این مادر، من حتما عاشق علی علیه السلام میشوم.
گفتگو از احسان ناظم بکایی، مهدی حاجی پروانه
ویرایش:فرحة الزهرا
درست نیست از میان این همه گفتگو این تیتر برجسته شود . زیرا زیارت مزار اهل بیت پیامبر به ویژه حضرت اباعبدالله علیه السلام بهره بزرگی است که باید برای رسیدن به آن کوشید .